تبليغاتX
نيمه شب تنهايي
مقصر کیه؟ 87/06/13 11:21

چند مدت پیش یکی از دوستان ازم یه سوال عجیب کرد گفت به نظر تو آدم توی از دست دادن معشوقش چند درصد مقصره؟ جوابی نداشتم که بدم، اما الان که فکر می کنم می بینم که عاشق هم مقصره ساده ست، چرا من اونی نبودم که عشقم انتظارشو داشت؟ این هم یه سوال جالب شد اما جوابی که خیلی ها بهش می دن اینه که معشوقشون بهشون فرصت نمی ده یا باهاشون در این مورد صحبت نمی کنه. به نظر من جواب بچه گانه ایه چون اولا عاشقی که بدون شناخت عاشق بشه که عشقش واقعی نیست ثانیا هیچ کس به خودش اجازه نمی ده جلوی طرف مقابلش از ضعف های اون بگه یا بگه که من دوست دارم تو اینطور باشی و اونطور. باید اینو از رفتارشون فهمید. پس این جواب منطقی نیست خوب حالا به نظر شما چه جوابی می شه به این سوال داد: چرا من اونی نبودم که عشقم انتظارشو داشت؟

منتظرم نظرات همه شما رو بشنوم و بخونم چون خودم برای این سوال جوابی پیدا نکردم.

نويسنده: مجتبي | موضوع: عاشقانه ها | لينک مطلب |
غم 87/06/13 11:20

می خوام از غم بنویسم چون گرفتار غمم، غمی که نمی خواد دست از سر من برداره. غم برام یه عادت شده طوری که بعضی وقتا که به شاد بودن می رسم واسه غم دلم تنگ می شه. انگار دلم هم دیگه نمی خواد شاد باشه. دنیای عجیبیه حتی دل آدم هم باهاش راه نمیاد. چه می شه کرد؟ قشنگتر از غم گریه ست که آدم رو سبک می کنه، به نظر من گریه اوج لذت احساس سبکی و خالی شدنه البته این موضوع برای گریه ای که از خوشحالی صدق نمی کنه، گریه رو فقط من و همه کسایی که دلشون شکسته درک می کنن. از روزگار هم بنویسم بد نیست، خیلی وقته  که از همه چیز سیر شدم، آسمون دیگه برام آبی نیست، روزام سرد و شبام گرمه، دلم پره از حرف های ناگفته اما توانایی بیان ندارم، روزگار زود بی وفایی چرخ گردون رو بهم ثابت کرد، البته باید درس بگیرم چون نمی شه آدم همیشه به چیزایی که می خواد برسه اینه قانون روزگار و کسی نمی تونه تغییرش بده یا مقابلش وایسه. نمی خوام فکر کنید که آدم ناامیدی هستم اما شنیدین که می گن کار نشد نداره می خوام بگم تا دلتون بخواد کارایی هست که نمی شه انجام داد یکی رو مثال می زنم می شه دل شکسته ای رو کسی غیر از همونی که اون رو شکسته باز هم به تپش در بیاره؟ فقط خواهشا کسی نگه که اینکارو خدا می تونه انجام بده چون نه بحث من درباره توانایی خداست نه منظور من همه ست منظور من آدم خاکیه با تمام پستی ها و بلندی هاش! می بینیم که آدم خاکی قادر نیست این کار و خیلی موارد مثل این رو انجام بده پس ناراحت می شه غم هم میاد تا تنهایی رو پر کنه. سعی کنید غم رو همدم بدونید ازش فرار نکنید.

نويسنده: مجتبي | موضوع: درد دل | لينک مطلب |
نشنو از نی 87/06/11 12:56

سلام به همه دوستان. از این که یه مدت طولانی آپ نکردم عذر می خوام. راستش دسترسیم به اینترنت کم شده. چه می شه کرد. امروز یه شعر کوتاه براتون می نویسم که یه جورایی متضاد با شعر بشنو از نی چون حکایت می کند است و به زبان عاشقان واقعی:

نشنو از نی نی نوای بی نوایی ست

بشنو از دل دل حریم کبریایی ست

نی چو سوزد تل خاکستر شود

دل چو سوزد مأمن دلبر شود

منتظر نظرات و درد دلهای همه شما عاشقان هستم

نويسنده: مجتبي | موضوع: عاشقانه ها | لينک مطلب |

آی خدا دلگیرم ازت آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی می میرم و عمرمو می گیرم ازت
این غصه های لعنتی از خنده دورم می کنن
این نفس های بی هدف زنده به گورم می کنن
چه لحظه های خوبیه ثانیه های آخره
فرشته مردن من منو از اینجا می بره
چه اعتراف تلخیه انگار رسیدم ته خط
وقت خلاصی از همه ست آی دنیا بی زارم ازت

نويسنده: مجتبي | موضوع: عاشقانه ها | لينک مطلب |

سر روی شونه هام بذار دل به صدای من بده
آهوی دل نازک من ای به ترانه تن زده
دار و ندارم مال تو هر چی که دارم مال تو
صدای سازم مال تو هر چی می سازم مال تو
ای تو بهونه واسه گریه های یواشکی
ای تو تمام سادگی مثل روزای کودکی
می خوام که سقفمونو با ستاره اندازه کنم
می خوام که تا ته چشات از تو نفس تازه کنم

نويسنده: مجتبي | موضوع: عاشقانه ها | لينک مطلب |

یه روز اومدی مثل موج دریا
بوی پیرهنت مثل خواب و رویا
سایه های ما رو شنای ساحل
پا به پا بی صدا غرق تمنا
یه روز اومدی تو سکوت سردم
سر به راه شد این دل دوره گردم
حالا چی شده که می خوای جدا شی
چی شده تو بگو من چه کردم
حالا باز من و نسیم و موج دریا
می مونیم بدون تو غریب و تنها
به خدا بی تو یه صدف شکست ام
دوباره تو باز موهاتو رها کن
منو راهی شب قصه ها کن
می میرم واسه تب تند لبهات
دوباره زیر لب اسممو صدا کن
اشکمو پاک کن از گونه ی من
سر بذار باز هم روی شونه ی من
منو سیاه کن با دروغ تازه
بگو که می گیری بهونه ی من

نويسنده: مجتبي | موضوع: عاشقانه ها | لينک مطلب |
یا حسین 86/10/28 20:36

سلام به همه دوستان. ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان امام حسین (ع) را به همه عزاداران و مسلمانان تسلیت می گم. ما همه تو این دنیا میام و میریم اومدنمون دست خودمون نیست که رفتنمون دست خودمون باشه. اما حسین خودش رفت. رفت تا اسلام بماند. رفت اما در غریبی رفت. رفت تا تمام دنیا را سیاه پوش کنه. رفت تا بگه که ما هر چی که باشیم باز هم یه خدا داریم که همیشه با ماست و مال اونیم. حسین رو نمی شه تو چند جمله خلاصه کرد باید فهمید که حسین چطور رفت تا قدر رفتنشو بدونی. رفتن یه معشوق برای عاشق سخته. اما باید چه کرد با این همه عاشق که معشوقشون اما حسینه. یا حسین دست به دامانت می شویم در این شب عزاداریت که از خدا بخواه ما هم آدم شویم. ما هم دوست داریم خدا از ما راضی باشه. یا حسین نامت نشانه ایست درخشان در درون تاریکی های روزگار. خدا کند که ما همیشه پیرو حسین و اهل بیت باشیم...

نويسنده: مجتبي | موضوع: عاشقانه ها | لينک مطلب |
تو مثل.... 86/10/28 20:6

بین من و تو فاصله غوغا می کنه
یاد حرفای قشنگت منو رها نمی کنه
تو منو گذاشتی رفتی توی روزگار وحشی
توی کوچه های غربت دنبالم حتی نگشتی
تو مثل ستاره ای که توی شبهای سیاهم
می درخشی و می شی جون پناهم
تو مثل طراوت گلهای پونه
چرا رفتی از برم ای دیوونه
تو مثل یه تکه ابری توی آسمون آبی
پاک و ساده مثل رویا مثل خوابی
بگو یکبار آره یکبار بر می گردی
یا هنوز بی تفاوت یخی سردی

نويسنده: مجتبي | موضوع: عاشقانه ها | لينک مطلب |
ای دل تنها 86/10/20 11:25

ای دل تنها چیه چشم انتظاری

باز یه لحظه یه دم آروم نداری

مثل زمستون تو حسرت بهاری

باز عشقت خیمه زد رو خونه ام

باز یادت آتیش زد به آشیونه ام

باز بی تو باید تنها بمونم

بیا سکوت لبهات هنوز حرمت خونه ست

پرنده دل من هنوز بی آشیونه ست

بیا پر از امیده هنوز این دل خسته

هنوز به پای چشمات پای عشقت نشسته

نويسنده: مجتبي | موضوع: عاشقانه ها | لينک مطلب |
گله می کنم 86/10/19 14:54

هر چی عشقه توی دنیا

من می خواستم مال ماشه

اما تو هیچ وقت نذاشتی

بینمون غصه نباشه

فکر می کردم با یه بوسه

با تو همخونه می مونم

نمی دونستم نمی شه

آخه بی تو نمی تونم

گله می کنم من از تو

از تو که این همه بی رحمی

هزار بار مردم از عشقت

تو که هیچ وقت نمی فهمی

نويسنده: مجتبي | موضوع: عاشقانه ها | لينک مطلب |
التماس 86/10/18 17:43

دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنو اين التماس رو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ
ـــــــ
ــ

نويسنده: مجتبي | موضوع: عاشقانه ها | لينک مطلب |
گل نازم 86/10/18 17:22

گل نازم تو با من مهربون باش

واسه چشمام گل رنگین کمون باش

اسیر باد و بارونم شب و روز

گل این باغ بی نام و نشون باش

من عاشقی دل خونم

شکسته ای محزونم

پناه این دل بی آشیون باش

دلم تنگه تو با من مهربون باش

گل ناز آسمونم بی ستاره ست

مثل ابرا دل من پاره پاره ست

گل نازم بگو بارون بباره

که چشماتو به یاد من میاره

تماشای تو زیر عطر بارون

چه با من می کنه امشب دوباره

شبا تنهایی و ماه و ستاره

نويسنده: مجتبي | موضوع: عاشقانه ها | لينک مطلب |
دعا 86/10/13 17:57

سلام به همه. از این که هنوز سر می زنید ممنون. و یه تشکر ویژه از مریم خانوم بانوی غریب که همیشه ما رو شرمنده نظرات زیباش می کنه.

این پست یه کم عجیبه راستش می خوام از همه اونایی که درد عشق رو کشیدن یه خواهش کنم اون هم اینکه برام دعا کنید. خیلی به دعا نیاز دارم. مدتیه که اصلا خواب ندارم فقط خدا خدا می کنم که باز هم ببینمش. دلم برای دیدنش خیلی تنگ شده می دونم که اگه این ترم هم برگرده باز هم ممکنه همون جواب های قبلی رو بشنوم اما دیدنش هم برام التیام درده. دعا می کنم که این دفعه برگرده. دیگه نه پرسه زدن تو خیابونا نه تو دانشگاه نه هیچ جای دیگه نمی تونه آرومم کنه. همه جا فقط خاطراتش رو می بینم. برام دعا کنید روز های سختی رو می گذرونم.

نويسنده: مجتبي | موضوع: درد دل | لينک مطلب |
وقتی رفتی 86/10/10 21:38

گفتم که رفتنت يه روز قاب دلم رو مي شکنه
گفتي که اين بخت تو بود تقدير تو شکستنه
هر وقت که بارون مي زنه تو رو کنارم مي بينم
حس مي کنم پيش مني هنوزهم عاشق ترينم
گفتم بمون اون روز بياد غصه هامون تموم مي شه
گفتي اگه با هم باشيم لحظه هامون حروم مي شه
وقتی رفتی همه دنیا رو سرم انگاری خراب شد و دلم شکست
ساز من زانوی غم بغل گرفت رفت و کز کرد گوشه اتاق نشست
از وقتی رفتی هیچ کسی هم درد و هم رازم نشد
هیچکسی حتی یه دفه هم غصه سازم نشد

نويسنده: مجتبي | موضوع: عاشقانه ها | لينک مطلب |

اينجا خانه من است پشت پنجره خيال از پس شيشه هاي بخار گرفته در زمستان تنهايي به انتظار نشستم
اينجا خانه من است خانه اي در دل يک سرزمين که از ضربه روزگار در امان نيست
اينجا خانه من است سرزمينم خاليست اما خانه ام پر، پر از انتظار دوباره ديدن يار
اينجا خانه من است خانه اي که بي تو بي روح است و در دل سکوت می شکند
اینجا خانه من است خانه ای که آرزو دارم یارم را درونش ببینم
اینجا خانه من نیست تا یارم نیست من هم نیستم
هنوز منتظر یارم تا بیاید تا سکوتم بشکند تا دل شکسته ام دوباره بتپد
ای یار بیا که بهت محتاجم بیا که بدون تو زندگی زیبا نیست
انتظار تلخ است نه به تلخی تنهایی پس بدان همیشه به در تلخی انتظار چشم به راهت می شینم....

نويسنده: مجتبي | موضوع: عاشقانه ها | لينک مطلب |
یاد شما 86/08/15 16:23
ما که همسایه ی اشکیم
ولی با دل تنگ
گر لبی خنده زند
یاد شما می افتیم
نويسنده: مجتبي | موضوع: عاشقانه ها | لينک مطلب |

دل اگه خونه غم شد من اگه پریشونم تا ابد من به یاد عشقت ترانه می خونم من پر حس نیازم تو نجیب و بی همتا دیگه از اون نگاه پاکت جدا نمی مونم دل ساده ی اونی که تنهاست تو براش بودی تمام دنیا حالا خونه غم تو این شهر ها می دونن همه دلم اسیره آخه عشقت مثل کویره تب تشنگی می مونه رو لبهام

نويسنده: مجتبي | موضوع: عاشقانه ها | لينک مطلب |
تنهايي من 86/07/18 15:19

سلام دوستان. از این که این مدت آپ نکرده بودم معذرت می خوام. فکرم خیلی شلوغ بود. ماجرا از این قراره که دختری که قبلاْ در موردش براتون نوشتم این ترم دیگه همکلاسیم نیست. نمی دونم چرا این کارو با من کرد اما برای اینکه از دست من راحت بشه انتقالی گرفت و رفت. حالا من موندم و یه دنیا خاطره. خودش رفت اما خیالش دست از سرم بر نمی داره. هر شب راه می افتم می رم تو خیابونا پرسه می زنم با خودم فکر می کنم پیش خودم می گم مگه من چکار کردم که اینجوری باید عذاب ببینم مگه عاشقی جرمه. مگه این عاشقی دست من بود. آدم تا هر وقتی هم باشه بلاخره یه روز عاشق می شه اون هم نه با اطلاع قبلی همه تو یه نگاه عاشق می شن. بعضیا می گن عشقی که از روی یه نگاه شروع بشه که عشق نیست اما وقتی تو این موقعیت قرار می گیرند دیگه حرفی ندارن که بزنن. به هر حال من هم عاشق شدم خیلی سعی کردم که عشقمو بدست بیارم اما اون نمی خواست که مال کسی باشه می خواست که مال خودش باشه و منو از داشتنش محروم کنه. حالا چیزی که از این عشق نصیبم شده غم دوری و تنهایی هستش. یه احساس غربت عجیب تمام وجودمو گرفته. نمی دونم حالا باید چکار کنم. اما هر اتفاقي هم كه بيفته من هنوز هم دوستش دارم هنوز هم عاشقشم. مي خوام به انتظارش بشينم. شايد بياد...

از خدا مي خوام كه هيچ كس به اين سرنوشت دچار نشه. نمي دونيد چقدر سخته تحمل اين تنهايي.

كاش سرنوشت برايم جز اين مي نوشت

نويسنده: مجتبي | موضوع: درد دل | لينک مطلب |
شاید یه کسی 86/07/14 10:18
شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!! شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!! ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبيني
نويسنده: مجتبي | موضوع: عاشقانه ها | لينک مطلب |
من و تو 86/07/10 14:12

من با يه دنيا خاطره
تو به من گفتي برو
من چطوري جدا شم از تو
من مي خوام از دنيا برم
تو مي گي تنهايي برو
من مي ميرم جدا شم از تو
من با دلي خون از غم تو
چي مي شي بموني با من
نگو شرم مي کنم از تو
من با خودم مي گم دل تو
چرا بد مي کنه با من
باشه دل مي کنم از تو
رفتم از شهر خدا
ستاره چيدم واسه تو
تو ستاره مو سوزوندي
آخرش گفتي برو
آي دلت بسوزه بي رحم
تو اسير دلتي کاش مي دونستي عزيزم
اون ستاره خودتي
تو سوزوندي خودتو
با خودت منم هم سوزوندي
کاشکي دل نداشتي و
جاش توي قلب من مي موندي

نويسنده: مجتبي | موضوع: عاشقانه ها | لينک مطلب |